ببینید| شعرخوانی سیدعلی موسوی گرمارودی و درخشش حضرت امام جواد (ع) در مجلس علمی برپاشده از سوی مأمون + متن شعر
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، به مناسبت سالروز ولادت امام جواد علیهالسلام، شعرخوانی آقای سیدعلی موسوی گرمارودی در دیدار نیمهرمضان ۱۳۸۸/۶/۱۴ در محضر رهبر انقلاب را ببینید.
متن شعر سیدعلی موسوی گرمارودی و درخشش حضرت امام جواد (ع) در مجلس علمی برپاشده از سوی مأمون
مجلسی علمی بياراييد
گفت با درباريان مأمون
هر چه دانشمند از هر جا كه بتوانيد گرد آريد
وآنگه او، يعنی امام شيعيان، ابنالرّضا،
آن كودك نُهساله را
در صدر آن مجلس فرا داريد!
▫️پرسشی فقهی از او دانشوری پرسد كه درمانَد
كودكی از دانش فقهی چه میداند؟
من يقين دارم كه نتواند
او ميان جمع از پاسخ فرو ماند
مجلس از دانشوران پر بود
هر كسی بنشسته بود آنجا كه او را نيک درخور بود
در كنار تختِ مأمون، جايگاه برترين دانشور دينی
در دگر سو، جای آن خورشيد كوچک
جای آن كودک
سوی آن گر اندكی گردن بيفرازی
چهرهاش را نيز میبينی
چهرهای رخشنده و روشن
در نگاهش موجی آرام است و پُرژرفاست
گويی آن چشمان او درياست
پرتو مهتابی و كمرنگ يک لبخند
در نگاه و در تبسّم، چشم و لب را میدهد پيوند
كودک است امّا...
صولت نوباوگان شيرها با اوست
كوچک است امّا...
قدرت انديشگی چون پيرها با اوست
چون اشارت كرد مأمون
كرد آغازِ سخن، دانشور برتر
پيری از هفتاد افزونتر
شايد اندک بيش، اندک كم
نام او «يحيای بِن اَكثَم!»
رخصتی دِه تا بپرسم از تو اي فرزند پيغمبر!
پرسشی در نزد اين مردان دانشور
▫️آن امام راستان فرمود:
«آنچه خواهی پرس.»
گفت مرد آيا شكار اندر حرم را حكم فقهی چيست؟
چون كس آنجا افكند تيری،
گر شكاری كشت،
هيچ او را هست تدبيری؟
آن امام پاکجان پرسيد:
او مُحِل بودهست يا مُحرم؟
اهل دانش بوده يا نادان؟
تير را عمدا فكنده يا خطا كردهست؟
روز بوده يا به شب كاين ماجرا كردهست؟
آن چه را او كشت...
بچّهحيوان بود يا حيوان كامل بود؟
آن كه صيد افكند كودک بود يا انسان عاقل بود؟
نيز آيا او بُوَد بنده؟
يا كه آزاد است و خادم نيست؟
او ز كار خود پشيمان است؟
يا كه نادم نيست؟
كار او صيد است؟
يا شكارش از سر شوق و تفنّن بود؟
وآنچه كرد آيا به احرام خود اندر عمره يا حج تمتّع بود؟
هر يک از اينها كه پرسيدم حدود بيست...
در سؤالت نيست!
▫️گر به واقع حكم حق را از سؤال خويش میجويی
خود بگو با من، ميان اين همه آيا سؤالت چيست؟
تا بگويم پاسخت را در خور هر يک كه میگويی
بهت بیفرجام آن پرسنده و مأمون و مجلس را
بعد از اين گفتار میدانی؟
من چه گويم آن چه را خود زين روايت بازمیخوانی؟